گفتگوی رئیس خنده روی فدراسیون فوتبال با روزنامه ورزشی دولتی در حالی در اوایل هفته گذشته اتفاق افتاد که بسیاری از کارشناسان امر به دلیل اینکه گفتگوی رئیس خنده روی فدراسیون فوتبال با یک روزنامه ورزشی دولتی انجام گرفته بود از نظرها دور ماند.کفاشیان که بارها از سوی خبرنگاران این روزنامه ورزشی به گوشه رینگ برده می شد در واقع خودش هم باور نمی کرد که از سوی کسانی متهم به بی کفایتی یا نداشتن استقلال در فدراسیونش می شد که در طول چهار سال حضور علی آبادی در سازمان تبیت بدنی حامی بدون چون و چرای علی آبادی بودند.البته کفاشیان رعایت حال روزنامه ای را کرد که بارها خبر برکناری اش را از طریق مجمع عمومی فدراسیون منتشر کردند.به هر ترتیب کفاشیان سعی کرد در این مصاحبه خونسردی وروحیه شوخ طبعی اش را حفظ کند اما هر ازچندگاهی به علی آبادی هم حمله کرد و به نوعی سعی کرد ارگان رسمی سازمان تربیت بدنی را به خاطرات آن زمان بفرستد.
گذشته ورزشی کفاشیان
در اولیل مصاحبه یکی از مصاحبه کنندگان سوال جالبی می پرسد:« مردم نميدانند رييس كنوني فدراسيون فوتبال زماني سرپرست كل دلارهايي بوده كه در كشور وجود داشته، مردم ايران شايد ندانند همان شغل شما ارتباط مستقيمي با رشته تحصيليتان داشته و روي پارتي و روابط هم به دست نيامده بود. اما همين مرد در تمامي آن سالها نيز يك مدير ورزشي بوده! جرقه حضور كفاشيان در بخش مديريت ورزش را چه كسي زد؟ قطعا مثل بانك مركزي امتحان ورودي كه نداديد.» کفاشیان در پاسخ می گوید:«خب من از سال 56 تا 61 قهرمان دووميداني بودم. آقاي كردنوري را حتما ميشناسيد. هم بازيكن بود و هم زماني سرپرست استقلال شد. ما با هم در بانك مركزي همكار بوديم.يك روز به من گفت تو را به عنوان رييس فدراسيون دو و ميداني معرفي كردم. گفتم آقا اين غيرممكن است. من خودم الان دونده هستم، ولي خب قبول نكردند. حتي يادم ميآيد يك دوره، من همزمان هم رييس فدراسيون بودم و هم براي تيم ملي ميدويدم.
فدراسیون فوتبال آخر کار مدیران است
کفاشیان به این نکته مهم هم اشاره می کند:« من فقط رييس سازمان تربيت بدني نبودم! » وقتی از او سوال می پرسند که برای ریاست سامان تربیت بدنی کی استارت می زند با خنده می گوید:«كسي كه رييس فدراسيون فوتبال ميشود گور خودش را براي هميشه در ورزش ميكند. اينجا آخر كار مديريت ورزش است. » البته این روزنامه ورزشی که در آن مدتها نام صفایی فراهانی بردن قدغن بود از صفایی طی چندین سوال نام می برند.روزنامه ای که بستن مچ بنهدای سبزدر بازی ایران و کره جنوبی در مقدماتی جام جهانی را به ساپورت صفایی فراهانی نسبت داده بود.ادعایی که هرگز ثابت نشد.سوال این بود:«شما سالها نقشي را داشتيد كه امروز دكتر سجادي برعهده دارد. با دو رييس فدراسيون فوتبال ايران يعني محمد دادگان و صفايي فراهاني همان چالشهايي را داشتيد كه امروز و ديروز دكتر سجادي و كيومرث هاشمي با شما داشته و دارند. وقتي پست بالاتري لااقل به لحاظ چارت مديريتي كشور داشتيد چقدر در كار اين دو دخالت ميكرديد؟» و کفاشیان پاسخ می دهد:«فقط حمايت ميكردم. ميتوانيد اين را از دكتر دادگان بپرسيد. به هرحال او كه دروغ نميگويد! من خودم آدم فدراسيوني بودم يعني ميفهميدم رياست بر يك فدراسيون ورزشي چقدر سخت است. ديدگاه من ورزشي بود، نه سياسي و مديريتي. »
دادگان مستقل بود اما من جناحی نیستم
کفاشیان درباره اینکه چرا سازمان در فدراسیون دادگان دخالت نمی کرد گفته بود:« آن زمان فدراسيون به كسي اجازه ورود نميداد. حتي براي كوچكترين موارد هم كسي نميتوانست حرفي بزند. دادگان فدراسيون را طوري اداره ميكرد كه خودش ميخواست. من كاري ندارم كه خوب بود يا بد، ولي ما نميتوانستيم به فدراسيون ورود كنيم. كار به جايي رسيد كه من از مهرعليزاده خواستم اختيارات برگزاري مجامع را به من بدهد. براي اين كه فدراسيون خيالش راحت شود كه شخص من كاري به كار آنها ندارم. من نميتوانم دروغ بگويم... اين در ذات من است! بهترين مجمعي كه در عمرم براي تمامي فدراسيونها برگزار كردم، همين فدراسيون فوتبالي بود كه محمد دادگان برگزار كرد. هم بيلان مالي درستي ارائه كرده بودند، هم نظم فوق العاده داشت، هم انتخابات سالم و بدون مشكل برگزار شد.» البته خبرنگاران حالا برای نقد علی آبادی به میدان می ایند و کفاشیان را متهم به کاری میکنند که خود زمانی از آن دفاع می کردند.اینکه کفاشیان نمی خواسته کاندیدا شود و به زور علی آبادی وارد معرکه شده است.کفاشیان در این لحظه از مصاحبه مقابل روزنامه وایبسته به دولت جهت گیری سیاسی می کند:«من به سوال شما جواب ميدهم، ولي لطفا مرا بهتر بشناسيد. علي كفاشيان با تمامي رجال سياسي كار كرده. چپ، راست، وسط، تندرو، كندرو، همه جور مديري سبك كاري من را قبول كرده. ميدانيد چرا؟ چون تنها كسي هستم كه در ورزش دنبال سياست نميگردم. شما هيچ وقت نخواهيد ديد كه علي كفاشيان براي نمايندگي مجلس كانديدا شود. شما هيچ وقت نخواهيد ديد كه علي كفاشيان حتي در شوراي شهر دنبال راي مردم بدود! من سلامت كاري دارم. روزي كه مهرعليزاده سراغ من آمد و خواست در سازمان با او همكار شوم، يكي از بالاترين پستهاي مديريتي بانك مركزي دست من بود. به او گفتم من اينجا بيشتر به كار كشور ميآيم، اينجا تجربه دارم، تحصيلاتم مرتبط است، ولي گفت بايد كامل درگير ورزش شوي. چون ميدانست علي كفاشيان در ورزش دنبال منفعت بيشتر نيست. كسي كه در بانك مركزي كار كرده، اندازه كافي هم چشم و دل سير هست، هم امتحان سلامت كاري اش را پس داده. مهندس علي آبادي مديري بود مثل آقاي مهرعليزاده. وقتي وارد سازمان تربيت بدني شد مطمئناً شناخت كاملي از من نداشت ولي آرام آرام مرا بهتر شناخت. فهميد علي كفاشيان آستانه تحمل بالايي دارد، از جنس مديريت ورزش است و امتحان پس داده. شايد همين عوامل باعث شد كه او روي من نظر مساعدي داشته باشد البته فقط من نبودم، آقاي شهنازي يكي ديگر از مديراني بود كه مورد تأييد قرار گرفت. خود آقاي علي آبادي بارها گفت كه به او تكليف شده بود در انتخابات رياست فدراسيون فوتبال اسم نويسي كند. من سرخود به فدراسيون فوتبال نيامدم. به من هم تكليف شد! به هرحال اين واقعيت است كه من در كميته ملي المپيك كار خودم را داشتم و نيازي نميديدم رييس فدراسيون فوتبال باشم.
از زیر بنا مشکل دارد
او در پاسخ به ماجرای چند شغله بودنش در کمیته ملی المپیک ، هیات رئیسه کمیته ملی المپیک ، عضویتدر هیات رئیسه فدراسیون دو و میدانی و همچنین ریاست فدراسیون فوتبال اینگونه محکم پاسخ می دهد:« اين مشكل من نيست! ما از زيربنا مشكل داريم. ببينيد، شما ميگوييد رياست فدراسيون فوتبال يك شغل است! من ميگويم نه! صفايي فراهاني نماينده مجلس بود، با آن همه دغدغه و مشكلات ولي رييس فدراسيون هم بود. چرا؟ چون از فدراسيون حقوقي نميگرفت. دادگان عضو هيات علمي دانشگاه تهران محسوب ميشد ولي از فدراسيون حقوقي نميگرفت. شما وقتي ميتوانيد به رياست فدراسيون فوتبال عنوان شغل بدهيد كه حقوقي برايش در نظر بگيريد! من چقدر حقوق ميگيرم؟ هيچي... واقعاً هيچي! من فقط رييس فدراسيون فوتبال هستم و بس! از ساعت 8 صبح تا ساعت 10 شب در فدراسيون هستم. درآمد من از حقوق بازنشستگي بانك مركزی است و برایم درآمد بازنشستگي كافي است. ماهيانه دوميليون تومان حقوق ميگيرم. به هرحال مدير ارشد ارزي بانك مركزي بايد درآمد خوبي داشته باشد. سالها در بانك مركزي ماموريتهاي خارج از كشور رفتم و حق ماموريت مكفي هم گرفتم. اصفهاني هم بودم و زياد خرج نميكردم. براي همين اندوخته اي دارم كه امروز نيازي به درآمد بيشتر نداشته باشم. »
حمله به کمیته های فدراسیون فوتبال
خبرنگاران روزنامه ورزشی دولتی به کفاشیان و مدیریتش حمله می کنند:« شما سيستمي را وارد كرديد كه نايب رييس فدراسيون فوتبال ميتواند تا حد رييس رشد كند. در عزل و نصبها دست داشته باشد و براي امور تيم ملي كاملاً خودمختار تصميم بگيرد و رييس سازمان ليگ در مجموعه شما، بدون هماهنگي منشور اخلاقي را وضع ميكند كه با وجود نياز جدي به چنين منشوري، مشكلاتي جدي در فوتبال ايران به وجود آورد. رييس كميته انضباطي شما كاري جز مصاحبه كردن نداشت! آقاي كفاشيان... شما چقدر تلاش كرديد او را از رسانهها دور كنيد؟ در مورد كميته داوران هم مشكلاتي هست و البته آن افتضاحي كه كميته روابط بينالملل به وجود آورد.» والبته کفاشیان با خیال راحت پاسخ می دهد:«ببينيد مديريت كاملاً سليقهاي است. يكي بود كه ميگفت حرف فقط حرف من است، من ميگويم چه كسي كجا برود و چه حرفي بزند، من ... من ... من! ولي الان من چنين كاري نميكنم. من رييسي هستم كه يك آييننامه قانوني را بايد در اين فدراسيون اجرا كنم. قانون دلخواه نيست. البته اين اساسنامه را طوري نوشتهاند كه رييس فدراسيون فوتبال مبدل به يك عنصر هيچ كاره شود. من هم از وضع موجود ناراحتم. من هم ميدانم با اين سيستم نميشود كار كرد. من نميتوانستم در اولين روز كاريام همه چيز را تغيير بدهم. روزي كه اساسنامه تنظيم شد، من در كميته ملي المپيك بودم. به دوستانم گفتم برويد اين اساسنامه را بياوريد من بخوانم... وقتي اساسنامه را خواندم به خودم گفتم بيچاره كسي كه رييس اين فدراسيون شود! حالا خودم همان بيچاره هستم. من نميتوانستم روز اول 74 عضو مجمع را جمع كنم و بگويم بايد اساسنامه را تغيير دهم. من خودرأيي را قبول ندارم. نه خواستم و نه ميتوانم آدم خودرأيي باشم. من گفتم بايد اعضاي كميته داوران 5 نفر باشد. روزهاي اول آقاي عنايت قبول نميكرد... الان آرام آرام با تفكر من كنار ميآيد. به من ميگويند جو عمومي عليه رييس كميته داوران است، پس عوضش كن! من اين كار را نميكنم. سني از من گذشته، بايد با جوانهاي امروزي كه همه چيز را احساسي دنبال ميكنند فرقي داشته باشم. ما اينجا يك خانواده هستيم. هميشه بايد در يك خانواده، يك نفر كوتاه بيايد تا خود همان خانواده ضربهاش را نخورد. اگر لازم باشد هميشه من كوتاه خواهم آمد. ميخواهي بپرسي چرا؟ آن روزي كه فدراسيون فوتبال ايران روي يكسري لجبازيها ضربه خورد، چه كسي ضرر كرد؟ چه كسي از تعليق و بي ثباتي فدراسيون فوتبال ضرر كرد؟ جز مردم و فوتبال ملی ایران؟خب چرا دوباره همان اتفاق بيافتد؟ نه... من كوتاه ميآيم. من به منافع كشورم فكر ميكنم. منفعت فوتبال ايران اين نيست كه هر روز يك نفر را اخراج كنم كس ديگري را بياورم.
من فقط نظارت ميكنم
حالا نوبت حمله به کمیته روابط بین الملل فدراسیون فوتبال و ماجرای ایمیل به اسرائیل است:« آقای کقاشیان اگر نظارت خوبی ميكرديد كميته روابط بين الملل آن نامه را به اسم فدراسيون فوتبال ارسال نميكرد! شما چه نظارتي داريد كه نميدانيد عظيم زاده با تمامي ويژگيهاي خوب اخلاقي اش توانايي اداره كردن فدراسيون فوتبال را ندارد؟ » و کفاشیان حالا دفاع می کند:«در مورد عظيم زاده فقط ميتوانم اين را بگويم كه او خيلي با انگيزه و با استعداد بود كه قرباني يك اشتباه شد.از اينكه او را از دست داديم نميتوانم احساس خوبي داشته باشم چون وقت زيادي براي آموزش او از دست داديم.
از دايي ميترسد
کفاشیان بازهم ماجرای تکراری انتخاب علی دایی را بازگو کرده است :«حضور من در فدراسيون در بدترين زمان ممكن بود. به محض اينكه وارد اين ساختمان شدم، قبل از اينكه بخواهم وارد اتاقم شوم، گفتند تيم ملي مربي ندارد. حتي وقت كافي براي فكر كردن هم نداشتيم. خودتان گفتيد كه ما با كلمنته وارد مذاكره شديم. ولي نشد... رسيديم به گزينههاي داخلي. انتخاب مربي، از انتخاب رييس جمهور سخت تر است. شما وقتي ميخواهيد مربي انتخاب كنيد، هيچ پارامتري پيش روي تان نيست... هيچ پارامتري! شما نميتوانيد بگوييد فلان مربي بايد اين قدر تحصيلات، اين قدر قد، وزن و يا ابروهاي كماني داشته باشد تا براي تيم ملي انتخاب شود. . ما با همين پارامترهاي خودمان بعد از كلمنته به گزينههاي داخلي رسيديم و بين همين داخليها 40 گزينه پيش روي ما قرار گرفت. 40 گزينه... من داشتم يك فشار وحشتناك را تحمل ميكردم. هيچ رييس فدراسيوني را پيدا نميكنيد كه خبرنگاران در سه شيفت صبح و ظهر و شب از او بپرسند كي مربي تيم ملي انتخاب ميشود و هر سه جواب را هم بنويسند؟ رسانهها ما را زير فشار گذاشته بودند. حتي ديگر نميدانستم بايد چه جوابي بدهم. » البته با اینکه دایی در گزینه های سرمربیگیتیم ملی نبود اما کفاشیان در یک اصرار عجیب داییرا در میان گزینه ها می داند:« دایی در میان گزینه ها بود!» در حالی که علي دايي دو روز قبل از انتخاب اش به عنوان سرمربي تيم ملي اعلام کرده بود از فدراسيون فوتبال نه با من تماس گرفتهاند و نه از من برنامهاي خواستهاند.البته کفاشیان به پافشاری اش ادامه می دهد:«من اين را قبول نميكنم. ما بعد از كلمنته به چهار گزينه رسيديم كه يكي از آنها علي دايي بود. من خودم شخصا با دايي صحبت كردم. نظرش را پرسيدم و تلاش كردم بدانم او در مورد تيم ملي چه نظري دارد. من بايد نگاه ميكردم كه انتخاب من يا هيات رييسه فدراسيون فوتبال چه بازخوردي در جامعه خواهد داشت. من بايد نگاه ميكردم مردم مقابل سرمربي چه عكس العملي نشان ميدهند. من نميتوانستم مربي شكست خوردهاي را روي نيمكت بنشانم كه بعد براي فدراسيون بازخورد بدي به همراه داشته باشد. شما بايد رييس فدراسيون فوتبال باشيد تا درك كنيد انتخاب سرمربي تيم ملي فقط دست شما نيست! اين را بايد درك كنيد.
احمدی نژاد نقشی در برکناری دایی نداشت؟
کفاشیان در مقابله با رسانه ای که موافقت دخالت سازمان تربیت بدنی در کار فدراسیون فوتبال است می گوید:« مردم در پذيرفتن مربي تيم ملي نقش زيادي دارند. خواست مردم در ابتداي راه مهم است. من هنوز هم ميگويم دايي ميان گزينههايي كه ما داشتيم، بهترين گزينه بود. البته ماجرای اخراج دایی هم مطرح می شود:«ساعت 9 يا 9:30 صبح روز بعد از بازی عربستان ما در نيم ساعت به نتيجه رسيديم و من ساعت 10 به دايي زنگ زدم. علي خيلي تند و بد با من حرف زد. ميگفت تو در فدراسيون هيچ كارهاي و كسان ديگري برايت تصميم گرفتهاند. خب... من به او حق ميدادم كه ناراحت باشد چون شكست تلخي را تجربه كرده بود. من عادت ندارم وقتي تيم پيروز ميشود خيلي حرف بزنم. بيشتر مرا در روزهايي ميبينيد كه تيم شكست خورده.» کفاشیان درباره اینکه دایی در ورزشگاه توسط احمدی نژاد که به ورزشگاه رفته بود اخراج شده است حرفهای جالبی می زند:«خداوكيلي نه. من دارم خدا را وكيل ميگيرم. ميدانم كه بعضيها تصور ميكنند شخص رييس جمهور در اين اخراج نقش داشته در حالي كه من تا شب بعد از بازي اصلا هيچ تماسي نه با دكتر احمدي نژاد داشتم نه كسي از طرف ايشان با ما تماس گرفت. شب بعد از بازي، وقتي كادر فني هم تغيير كرده بود، با مهندس علي آبادي به دفتر رييس جمهور رفتيم. من از خجالت نميتوانستم به صورت او نگاه كنم. خيلي وضعيت روحي خرابي داشتم. ميدانيد مثل چي بود؟ مثل اينكه شما در يك اتوبان سرپاييني و صاف حركت ميكنيد و ميتوانيد با يك برد، اين اتوبان را با دنده خلاص بدون دغدغه تا آخر خط برويد. ولي ناگهان همين اتوبان تبديل به يك جاده خرابه ميشود. رييس جمهور همان شب كه وضعيت مرا ديد، گفت اي بابا تو چرا اين جوري شدي؟ فوتبال همين است... يا ميبري يا ميبازي! اين بازي هم باختيم. فراموشش كنيد، برويد براي بازيهاي بعد. حتي كلمهاي در مورد سرمربي حرفي نزد. بعدها از مهندس علي آبادي شنيدم كه ميگفت دكتر احمدي نژاد فقط ميخواست در آن جلسه به ما روحيه بدهد. بيشتر از همه ما ضرر كرديم. آبروي مان در گرو آن بازي بود. ميتوانستيم راحت بيفتيم روي سرازيري... آن پاداش جام جهاني هم از دست فوتبال ايران رفت!كم پولي نبود. بيشتر از 7ميليون يورو!
حمله به قطبی
رسانه دولتی به قطبی هم حمله می کند:«امروز شما آناليزور پنجم گاس هيدينك را سرمربي تيم ملي كرديد و به اين ميگوييد سير صعودي؟ كدام كارنامه آقاي كفاشيان؟ كدام پارامتر؟ قطبي فقط يك سال سرمربي بود. دو سال كمك مربي بود و يك عمر آناليزور. پرسپوليس را فقط قطبي قهرمان نكرد. تيمي كه كاشاني و استيلي ساختند را تمام و كمال به نام قطبي ميگذاريد؟ شما ميگوييد دايي رفت، مايلي كهن هم رفت و ما زمان كافي نداشتيم. ما ميگوييم قبول... قطبي به خود ما گفت حاضر است بدون دريافت يك ريال تيم را به جام جهاني ببرد. اگر به جام جهاني رفت، سرمربي تيم ملي بماند و اگر نه از ايران ميرود. او تيم را به جام جهاني نرساند و باز هم شما راي به او داديد. چرا؟ اين پاداش حذف ايران بود؟ » و البته کفاشیان پاسخ جالبی می دهد:«خب ما دوباره نشستيم و بررسي كرديم. باز هم به اين نتيجه رسيديم كه قطبي بهترين گزينه ممكن است. امامن بايد مربي درجه يك بين المللي بياورم. من اينجا پروندهاي دارم كه در آن 6 تيم ملي فوتبال ايران در ردههاي سني مختلف بايد در بازيهاي آسيايي و جهاني شركت كنند. از تيم قطبي گرفته تا تيم پيرواني و دوستي و ديگر دوستان! همه به من ميگويند اردو، زمين، امكانات و بازي تداركاتي مناسب ميخواهيم. من بايد بگويم چشم... ولي اين فدراسيون حتي براي تامين هزينههاي همين تيمها با همين خواستههاي اندك هم مشكل دارد. حالا شما به من ميگوييد بروم روي حساب 12 ميليارد 4 سال بعد كه آيا به دست ما ميرسد يا نميرسد مربي درجه اول بياورم؟ ميدانيد مربي درجه يك بين المللي به درد چه كسي ميخورد؟ اول به نفع خود من است... چون همه ميگويند اين كار خودش را كرد. يك مربي خوب آورد. من هم ميروم راحت به ساير كارهايم ميرسم.
وقتی کفاشیان عصبانی می شود
البته زمانی که کفاشیان به ضعف در مدیریت متهم می شود و با مدیریت فوتبال در قطر، امارات، كره، چين و ژاپن مقایسه می شود آمپر می چسباند :« قطر، امارات، كره، چين و ژاپن با چه اهرمي حركت ميكنند؟ پول، نقدينگي... من اينجا چه چيزي دارم؟ نماينده مجلس مصاحبه ميكند و ميگويد ما چرا نتيجه نميگيريم... من هم رفتم به همان آقا گفتم دوست عزيز! بودجه بدهيد، چشم ما همه چيز را درست ميكنيم. ميدانيد چه جوابي داد؟ گفت شما بيخود اين قدر بودجه ميخواهيد! من هنوز در دعواهاي خانوادگي فدراسيون غرق هستم!هنوز بايد به اين بگويم مصاحبه نكن، به آن يكي بگويم حرف نزن، به فلاني بگويم درگير نشو، حاشيه نساز... ولي حق با شماست! من بايد اين درگيريهاي شخصي ام را تمام كنم.» البته رسانه ای که چه در دوره کمیته انتقالی و چه پس از انتخابات ریاست فدراسیون علیه صفایی فراهانی زارش و تحلیل در صفحاتش کار می کرد در یک سوال مهم بازهم نام صفایی فراهانی را بردند و پرسیدند:«ما با صفايي فراهاني حرف ميزديم وقتي رييس فدراسيون فوتبال بود. او هم از بيپولي حرف ميزد و مشكلات مالي. وقتي نتيجه نميگرفت فرياد ميزد يادتان هست كه گفتم ما امكانات نداريم؟ يك روز در همين اتاق با محمد دادگان صحبت ميكرديم. حرفهاي او هم همين بود... نداشتن امكانات و بودجه كافي. وقتي نتيجه ميگرفت كار خودش بود. وقتي ميباخت ميگفت من كه گفته بودم نداريم... حالا نوبت شماست! اين احتمالا پيش زمينهاي است براي ناكاميهاي احتمالي در جام ملتهاي آسيا.» کفاشیان هم با همان لحن پاسخ می دهد:«من هيچ وقت از اين بهانهها استفاده نميكنم. من ميگويم اگر پول داشته باشم و خواستههاي قطبي را اجرا كنم آن وقت هم من و هم مردم ميتوانيم از قطبي طلبكار باشيم كه بايد در جام ملتهاي آسيا نتيجه بگيري. ولي اگر برنامه او را اجرا نكنيم، او حتما بعد از هر باخت خواهد گفت كه برنامه من اجرا نشد.» گفتگوی کفاشیان و رسانه دولتی در حالی به پایا ن رسید که تناقضهای بسیاری در صحبتهای کفاشیان و حتی خبرنگاران دیده شد.به هر ترتیب رسانه دولتی هم محدویت های خاص خودش را دارد و مصاحبه با کفاشیان می توانست چالشی تر از این حرفها باشد.اما حتما خود آن رسانه هم می داند که بسیاری از روسای کمیته های فدراسیون کفاشیان توسط خود علی ابادی منصوب شده اند که البته کفاشیان زیاد مایل به برکناری آنها نیست مگر اینکه به قول معروف به اسرائیل ایمیل بزنند! بزرگترین محدودیت خبرنگاران رسانه های دولتی این بود که دولتی بودند. آنها نمی توانستند تصمیمات مدیران دولتی را زیر سوال ببرند که بارها وبارها در سازمان تربیت بدنی و صاحب اصلی روزنامه ، کفاشیان را در مطالبشان وادار به قبول تصمیمات علی آبادی می کردند اما این روزها کفاشیان را بابت قبول قبول دخالت های علی آبادی شماتت می کنند.خبرنگار رسانه دولتی هم بودن هم در نوع خود عجیب به نظر می رسد ! نه؟
Any use of this material without mentioning the name of the source (www.footballmedia.net) and the author is prohibited.
هرگونه استفاده از این مقاله بدون ذکر منبع (فوتبال میدیا.نت) و نام نویسنده مجاز نمی باشد