فوتبال يكي از شفاف ترين يا مي شود گفت شفاف ترين پديده حال حاضرمسايل موجود در شرایط ايران کنونی است.پدیده ای که آچمز شدنش به این راحتی ها اتفاق نمی افتد.علي كفاشيان رئيس كنوني فدراسيون فوتبال كه حالا دو سال از صدارتش بر فدراسيون فوتبال مي گذرد يك جمله هميشگي داردكه در مواجه با مشكلات فوتبال به زيان مي آورد:«هيچ چيز در فوتبال ايران گم نمي شود و همه مسايل با تمام تدابير شفاف مي ماند.» ادعاي او از اين جهت درست است كه تمركز رسانه ها بر روي فوتبال ايران آنقدر شدت يافته و اوج گرفته كه نقطه ماكسيمم اين توجه زیاد در حل حاضر فتح شده است.نگاهي به برنامه هاي راديو و تلوزيون ايران در يك شبانه روز، رسانه ها اعم از روزنامه ها و خبرگزاري ها وسايت ها و وبلاگ ها و حتی رسانه های فارسی زبان خارج از کشور ، همه و همه نشان از اين مهم دارد.در اين فوتبال نمي شود براحتي دروغ گفت گرچه ممکن است در طول یک روز یا یک پریود زمانی دروغ های زیادی هم گفته یا شنیده شود.همه چيز مو به مو زير نظر است گرچه بازار تكذيب اهالي فوتبال حسابی داغ است اما تكذيب كنندگان هم ته دلشان مي دانند كه به خاطر مصلحت خودشان يا شرايط تن به تكذيب داده اند.مجادله فراز كمالوند و عادل فردوسي پور در برنامه ژورناليستي نود دوشنبه شب پیش نمود همين مدعاست.
همكاران عليه يكديگر
سايت نزديك به دولت رجا نيوز ، چند وقت پيش در مطلبي انتقادي عليه برنامه نود دو هفته پیش عادل نوشت : «دلیل کشیدن شمیشیر عادل فردوسیپور بر روی مدیرعامل استقلال تنها به دلیل وضعیت فعلی این باشگاه نبود. چرا که اگر قرار به رعایت انصاف و عدالت بود او بایستی همانطور که با واعظ رفتار کرد با مربی تراکتورسازی نیز برخورد میکرد اما ظاهرا دوستی قدیمی فردوسی پور با فراز کمالوند باعث شد مجری برنامه نود از کنار حرکت غیر حرفهای سرمربی تراکتورسازی بگذرد و تنها به فکر انتقاد ازسیستم مدیریتی استقلال باشد.»عادل در برنامه هفته گذشته خط بطلانی بر این ماجرا کشید که هوای دوستانش را دارد. فردوسي پور با رعايت جنبه هاي ژورناليستي مبتني بر واقعيت و با رو گردن اسناد و مدارك از اصالت فراز كمالوند ، درست كاري با كمالوند كرد كه با دوكارمو ، قطبي و مايلي كهن و حتي پيشتر با دايي و كفاشيان و امثالهم بر اسا اسناد ومدارک انجام داده بود.فردوسي پور تك تك ادعاهاي فرازكمالوند را با سند و مدرك رد كرد تا ديگر ماجراهايي كه حول و حوش فراز كمالوند وجود دارد هم به نوعي مطرح شود.همكاران سابق در روزنامه ابرار ورزشي در دهه 70 كه اردشير لارودي را به عنوان سردبير در خود داشت به جاي پرداختن به اصل ماجرا به دليل جاده خاكي رفتن فرازكمالوند بر سر پرسپوليسي بودن يا نبودن عادل فردوسی پور پينگ پونگ بي نتيجه اي بازي كردند.گرچه ادعاهاي كمالوند با تعداد پيامك هايي كه از سوي فردوسي ناموسش ناميده شد رد شد اما بسياري مسايل هم ثابت شد.فراز که قافیه را باخته می دید سعی کرد تا عدل عادل را زیرسوال ببرد اما او کاملا ناموفق بود.کمالوند در لحظاتی که یک بازنده تمام عیار بود نگذاشت عادل فردوسی پور حرف بزند و آنقدر پشت سر هم صحبت کرد و کرد و کرد که فردوسی پور مجبور به قطع صدای او شد.
ملغمه شفق و كمالوند
ناصر شفق را پيش از آنكه به عنوان مديرعامل باشگاه پرطرفدار تراكتورسازي تبريز بشناسيم، او را عضو هيات رئيسه فدراسيون فوتبال مي دانيم.ماجراي قرارداد خاوير كلمنته و حضور اين مربي در تهران را همه به ياد دارند.اولين اعتماد علي كفاشيان به يكي از اعضاي هيات رئيسه اش با بحران كلمنته و ماجراي 50 هزار دلار بلوكه شد.كلمنته در حالي كه از روز اول مي خواست يك مربي پروازي براي فوتبال ايران باشد اما شفق تا روزي كه خود كلمنته به حرف نيامد و گفت مي خواهد پروازي باشد ساكت ماند تا مبادا منافعی که مشخص است به چه کسی متعلق است به خطر نیفتد.از آن روز به بعد شفق به نوعي از هيات رئيسه فدراسيون فوتبال حذف شد وبا وجود حضور سوری اش در هیات رئیسه دیگر عضوي تاثيرگذار نیست.او رفت تا به كارهاي باشگاهداري اش در مشهد برسد و پس از بحرانهايي كه اين باشگاه داشت و هنوز هم این باشگاه دارد ، در ميان تعجب همگان سر از تبريز در آورد.شفق كه خودش را يك آذري دوآتشه مي داند سالها رئيس انجمن سينمايي دفاع مقدس بوده است و در اين باره مي گويد:« من رفع توقيفي فيلم آژانس شيشه اي را سال 75 از سردار قاليباف گرفتم!» البته او خودش را ناجي فوتبال آذربايجان مي داند:« فوتبال تبریز از گذشته عشق من بوده است و ما با همه امكانات باشگاه تراكتوري سازي را تجهيز مي كنيم و البته چند ميلياردي هم از اهالي متمول تبريز كمك خواهيم گرفت.» او درباره اينكه چرا فراز كمالوند را سرمربي تراكتورسازي كرده است مي گويد:« تراكتور سازي فقط با فرازكمالوند نتيجه مي گيرد.همانطور كه از ليگ يك به ليگ برتر آمد ، در ليگ برتر هم مي تواند تراكتور سازي را به ليگ قهرمانان آسيا رهنمون سازد.» چند روز پس از اين گفته ها فرازكمالوند سر از صنعت نفت آبادان در مي آورد.فرازكمالوند به روزنامه ها تيتر مي دهد:« من يك آباداني اصيلم!» دوشنبه شب هفته گذشته فردوسي پور دربرنامه نود شجره نامه كمالوند را رو مي كند.كمالوند يك خرم آبادي است...
كمالوند و ماجراهاي گذشته و حال
فرمان كريمي ، مديرعامل سابق باشگاه شيرين فرازكرمانشاه در گفتگويي درباره فرازكمالوند مي گويد:« مشكلي كه ما با فراز كمالوند داشتيم اين بود كه او با تمام بازيكنان آن فصل شيرين فراز كه در ليگ يك بود و بعد به ليگ برتر آمد ،قرارداد يك ساله بسته بود و این ما را بیچاره کرد چون سال بعد شیرازه تیم از هم پاشید و به لیگ یک سقوط کرد.» یک سال بعد همه آن بازيكنان به همراه فرازكمالوند به تيم جديد اين مربي مي روند و حتي تعداد بسياري از اين بازيكنان همين الان در ليگ برتر با تراكتورسازي هستند. البته بازهم فراز كمالوند با بازيكنان مورد نظرش در تراكتورسازي قرارداد يك ساله بسته است.اين تاكتيك او كه مديران را وادار مي كند تا بر اساس خواسته هايسرمربی حركت كنند را شايد در فوتبال ايران علي پروين و امير قلعه نويي به كار بندند.كاري كه درفوتبال حرفه اي جهان كاملا مردود و منسوخ است.به هر ترتيب دو روزه مربي شدن او در صنعت نفت آبادان از سوي خبرنگاران آباداني و تبريزي آنچنان رونمايي شد كه شفق و كمالوند بر سر اين مساله يك هفته خواب و خوراك نداشته باشند.شايع شده بود كه در اين انتقال 100 ميليون تومان به شفق مي رسد و فراز كمالوند 250 ميليون تومان كاسب خواهد شد.البته این شایعات هیچگاه تایید نشد اما فراز کمالوند به آني خودش را آباداني دانست و پس از رسانه اي شدن ماجرا با اولين پرواز به تبريز بازگشت ودر ورزشگاه آزادی شال تراختور به دور گردن پيچيدو همين مانده بود كه خودش را تبريزي بداند.درگيري او با خبرنگاران تبريزي بر سر اينكه چرا تراكتورسازي بازيكن بومي چندانی ندارد و از ليست بيست و چند نفره تنها 7-8 بازيكن بومي در اين تيم بازي مي كنند هنوز از جانب او و مديران تراكتور سازي مسكوت مانده است.یا اینکه اينكه چرا باشگاه تراكتورسازي به فوتبال پايه اش توجهي ندارد، همه سوالاتی است که از سوی رسانه های آگاه تبریزی و محلی مطرح می شود و در جای خود قابل تامل و تعمق است.
ماجراي ف.كاف و منشوري شدن
سردار عزيزمحمدي ، رئيس سازمان ليگ درباره منشوري بودن يا نبودن فرازكمالوند نمي خواهد اظهارنظري كند.اما به نوعي ربط داشتن قضيه ف.كاف ها را به فرازكمالوند را تكذيب نمي كند:« برخي آمده اند و تعهد داده اند ما هم قبول كرده ايم.» اما اينكه چرا تا شش هفته براي فرازكمالوند كارت مربيگري صادر نمي شد را اينگونه پاسخ مي دهد:« بالاخره كارش درست شد!» البته سردار عزيزمحمدي در آن برنامه نودي كه به همراه اميرحاج رضايي و عبدالرحمان شاه حسيني نشسته بود به سوال كليدي عادل فردوسي پور درباره حضور يكي از سه ف.كاف ها در ليگ برتر گفت:«از مقامات امنيتي استعلام گرفتيم كارش درست شد!»ولی همان روزها وقتي به فرازكمالوند گفته مي شد كه او براي دادن تعهد به سازمان ليگ رفته است آنچنان قسم مي خوردو تكذيب مي كرد كه حد وحصر نداشت.حالا او ادعا مي كند كه تراكتورسازي پرطرفدارترين تيم ايران است اما پيامك ها چه مي گويند؟او ادعا مي كند كه عاشق تراكتورسازي است اما به آبادان مي رود و با بازيكنان صنعت نفت معارفه مي شود.انگار نه انگار كه تراكتوري وجود داشته است.او ادعا مي كند كه آباداني اصيل است اما خرم آبادي بودنش رو مي شود.پرشور ترين هواداران فوتبال ايران در تبريز تيمشان را دوست دارند همانطور كه طرفداران استقلال و پرسپوليس هم تيمهايشان را دوست دارند.اما چرا تيم هاي پرطرفدار در فوتبال ، هميشه مديران و مربيان قابل اتكايي نداشته اند؟ این هم از آن سوالهاست که باید برایش پاسخی راضی کننده پیدا کرد.اما آیا در این روزها پاسخی پیدا می شود؟